دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

206

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

زعفران ، نيل ، موم ، آهن ، شكر ، برنج ( در حجم عظيم ) ، نارگيل و حجم زيادى از احجار كريمه ، چينى ، حسن لبه را صادر مىكنند و پول هنگفتى به جيب مىزنند . هرمزيها مقدار زيادى از پارچه‌ها و جامه‌هاى كامبايا ، چاول و دابول دارند و از بنگاله سينبافو ( Synbafo ) - كه نوعى پارچه پنبه‌اى نازك است - و برايشان بسيار ارزشمند است و به منظور توليد دستار و پيراهن مورد نيازشان به كار مىرود ، وارد مىكنند . اين بازرگانان از عدن ، مس ، جيوه ، شنگرف ، گلاب ، پارچه‌هاى زربفت ، تافته و شالهاى معمولى به هرمز مىآورند و از سرزمينهاى شيخ اسماعيل مقدار زيادى ابريشم ، مشك عنبر و ريوند بابل وارد مىسازند . آنان همچنين از بارم و جلفار مرواريدهاى ريز و درشت و از شهرهاى عربستان شمار زيادى اسب مىآورند و به هند مىبرند و ساليانه در هر بار يك صد تا دويست رأس اسب به هند صادر مىكنند و هر رأس از اين اسبان - چه خوب و چه بد - در هند تا سه چهارصد كرو سادوس - براساس نياز بدانها - ارزش دارد . در كشتيهايى كه با آنها اسبان را حمل مىكنند مقدار گزافى خرما ، كشمش ، نمك و گوگرد و مرواريدهاى ريز نيز بار مىكنند كه مسلمانان هندى نارسينگوا علاقه زيادى بدانها دارند « 1 » . » تشكيلات و اداره امور تجارى نيز دقيق و اقناع‌كننده بود و بر خلاف نيازى كه به صدور انواع لوازم روزانه وجود داشت « همهء جاها و اماكن سرباز و وسيع هميشه مملو از انواع غذا و چوب - كه باز از خارج وارد مىشد - به مقدار زياد بود و هر چيزى با توزين و با نرخ ثابت و با ترازوهاى دقيق فروخته مىشد ؛ و هر كسى كه در توزين تقلب مىكرد و يا از نرخهاى ثابت سرباز مىزد به شدت مورد مؤاخذه قرار مىگرفت . » جمع‌آورى عوارض با دقت تنظيم شده بود چون « اين شاه حكام و محصلان درآمد و عوائد را در جاهاى مختلف ايران و عربستان و جزايرى كه تحت نفوذ سلطنت اوست ، خودش انتخاب كرده است . » چنين مىنمايد كه بدون تعيين حدود صادرات پول كافى حاصل مىشد بدون اينكه از ارزش آن كاسته شود . چنانچه دوارته باربوسا مىگويد ضرب سكه‌هاى طلايى - با همه رواج محدود آن - وجود داشت امّا سكه‌هاى مخصوص نقره‌اى به نام لارى ( Laris ) همانند پشيزهاى نازك در اينجا ضرب مىشد . باربوسا بار ديگر اظهار مىدارد كه « اين سكه‌هاى زرين و سيمين به قدرى زياد است كه كشتيهايى كه با كالا وارد اين شهر مىشوند پس از فروش كالاها و خريد اسبها ، اين سكه‌ها را با خود به هند مىبرند چون در آنجا ارزش زيادى دارد . » پذيرش سكه‌هاى لارى بر سهولت تجارت مىافزود . باربوسا همچنين به روابطى كه با ديبول وجود داشت اشاره مىكند و اينكه اسبانى از هرمز بدانجا وارد مىشود ؛ گوآ « لنگرگاهى عالى

--> ( 1 ) - باربوسا ، جلد 1 ، صص 5 - 93 .